سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
543
تاريخ ايران ( فارسى )
بروز وقايع بدتر جلوگيرى نمائيم . اين طريق به نظر ميآمد كه زيانش كمتر است و بنابراين بوسيلهء يك قرارداد بازرگانى كه در ماه فوريه 1903 بسته شد در مقابل يك كار بد بهترين مساعى مبذول شد . على اصغر خان اتابك اعظم پس از سقوط ميرزا حسين خان در سال 1873 ناصر الدين شاه تا تعيين على اصغر خان با لقب امين السلطان به صدارت عظمى فقط يكنفر ديگر را به صدراعظمى انتخاب كرد . نامبرده فرزند يك آبدار شاهى و نوهء يك آشپز گرجستانى ساكن قريهاى نزديك اصفهان بود . امين السلطان در موقعشناسى يا ذكاوت و زيركى سياسى ، روش و آداب فريبنده و شيرين و بالاخره فقدان قابليت و صفات مربوط باداره و كار نمونهء كامل يك ايرانى بود . در طى سلطنت ناصر الدين شاه او كاملا و به تمام معنى نوكر آن پادشاه مستعد و قابل بود . برعكس در دورهء مظفر الدين شاه ضعيف نفوذ و اقتدار خيلى زياد داشته است و علت آن هم اين بود كه جلوس بلا منازع شاه بر تخت بيشتر مديون ترتيبات و انتظامات برجستهاى بود كه بدست اين وزيراعظم داده شده و او در اين مورد نصيحت سرمورتيمر دوراند « 1 » سفير بريتانيا را عاقلانه گوش نموده بود . اما پس از يكسال از تاجگذارى شاه جديد صدراعظم ( چون به اين لقب ملقب شده بود ) در اثر سعايت و كوشش يك دستهاى تحت رياست فرمانفرما از شغل خود افتاد . فرمانفرما پسرعمو و داماد و برادرزن پادشاه جديد بود و يقينا از تواناترين مردم كشور بشمار ميآمده است . صدراعظم بعد از يكسال كه در تبعيد بسر برد دوباره با لقب اتابك اعظم بشغل خود برقرار شده و مدت پنج سال بدين سمت باقى بود . در اين مدت براى آنكه ايران از نظر مالى گرفتار و او اقدامى در اين باب نكرد سخت مورد بىمهرى بوده و معهذا شاه براى مصارف بىپايان و بيهوده و ناشايست خود دائما احتياج به پول داشته و از وى درخواست پول مينمود . پس از آنكه اين وزير عدم امكان استقراض جديد را بعرض رسانيد شاه طوطىوار فرياد برآورد « پول ميخواهم » اتابك اعظم مىترسيد كه در اين راه مخوف
--> ( 1 ) - Sir Mortimer Durand